خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

گفتمان از جنس «همایون پور»

حسین علیشاپور

 

اشاره:


بهمن ماه گذشته، زماني كه رضا مهدوي سردبير «مقام موسيقايي» گفت كه ماهنامه خرداد ماه آينده ويژة «منوچهر همايون‌پور» است و بايد مطالبي در خصوص هنر، خلقيات و خاطرات او جمع‌آوري و نوشته شود، هيچ گاه به ذهنم خطور نمي‌كرد كه شايد پيش از انتشار ويژه‌نامه‌اي براي تجليل و معرفي بهتر و عميق‌تر او، در سوگنامه‌اي كه به يادش و به ياد ديگر درگذشتگان ايام اخير يعني استادان علي تجويدي، عباس شاپوري و منصور ياحقي منتشر مي‌شود، از همايون‌پور بنويسم. هم او كه خاطرات ايام شش هفت ساله رفاقت و شاگردي توأمان با او در مقابل چشمانم رژه مي‌رود ...
زنده‌ياد استاد منوچهر همايون‌پور، آوازخوان، آوازشناس و اديب معاصر ...

اگر چه نوشتن شمه‌اي از بيوگرافي بزرگ‌مردان درگذشته، در آغاز مقالاتي كه به يادشان نگاشته مي‌شود، تكرار مكررات و جزء حواشي عادت‌شدة ماست، اما به صورتي بسيار اجمالي اشاره‌اي به موضوع مي‌شود. ضمن آنكه در ايام پس از درگذشت همايون‌پور در اين باره بسيار گفته و نوشته‌اند و به احتمال قريب به يقين دوستان و شاگردان معدود وي باز خواهند نوشت؛ نگارنده سعي خواهد داشت تا ضمن اشاره به فرازهاي تاريخي زندگي هنري همايون‌پور، از نقطه نظر زماني، دوره خلق آثار هنري اين هنرمند را بازگو كند.

طلوع و پرتوافشاني

اهل بروجرد بود كه خاستگاه انديشمنداني چون زنده‌ياد دكتر عبدالحسين زرين‌كوب و دكتر سيد جعفر شهيدي است. كودكي و نوجواني‌اش در زادگاهش گذشت و ذوق خواندن از همان دوران نوجواني در وي باليدن گرفت. عشق به موسيقي و ضرورتهاي زمانه، هر دو دست به يكديگر دادند تا همايون‌پور جوان را از زادگاه خويش به تهران بكشانند و اين در نوزده سالگي وي واقع شد. در همان ايام بود كه به استخدام دولت در آمد؛ وزارت كشاورزي، ادارة جنگلباني و چندگاهي خدمت در شمال كشور و بعدها نيز وزارت دارايي كه تا زمان بازنشستگي در همان جا ماند. پس از اندك زماني، همايون‌پور مشتاق با انتشار چند صفحة محلي كه اشعار فارسي بر آهنگهاي آن سروده شده بود، نامي براي خود به هم زد. آوازخوان جوان، پس از نشر صفحات مذكور به راديو دعوت شد و ضمن آن، هم‌نشيني با بزرگاني چون حسين ياحقي، حسين تهراني، احمد عبادي و ابوالحسن صبا را نيز درك كرد. هم‌نشيني و رفاقت همايون‌پور با حسين ياحقي تا بدان جاي پيش رفت كه حسين خان، اثري زيبا را به نام «جواني»، كه در ماية، افشاري تصنيف كرده و نواب صفاي جوان نيز ترانه‌اي بر آن سروده بود، به همايون‌پور 24 ساله داد تا بخواند. همايون‌پور تصنيف را همراه با اركستر حسين ياحقي خواند كه به طور زنده از راديو پخش شد. او خود همواره از اينكه به دليل پخش زنده، هيچ نسخة ضبط‌شده‌اي از تصنيف موجود نيست، اظهار تأسف و تأثر مي‌كرد. «جواني» بعدها با صداي زنده‌ياد حسين قوامي ضبط شد و به جاودانه‌هاي موسيقي ملي ايران پيوست، اما شايد كمتر كسي مطلع باشد كه اثر مذكور را براي نخستين بار همايون‌پور خوانده است.
همايون‌پور، خود، از ميان آثارش بيش از همه به تصنيف «در كنج دلم» علاقه‌مند بود. اين تصنيف را خود وي بر غزلي از پژمان بختياري ساخته و در سال 1329 خوانده است. نكته جالب آنكه ساخت «اُوِرتور» اين تصنيف و تنظيم آن بر عهدة استاد پرويز ياحقي نوازندة چيره‌دست ويولن بوده است كه در زمان اجراي مذكور، تنها شانزده سال داشت. پرويز ياحقي جزء معدود هنرمنداني بود كه همايون‌پور با اشتياقي وصف‌ناشدني از هنر او مي‌گفت و تسلط بي‌ چون و چرايش بر نغمه‌پردازي و نوازندگي را مي‌ستود.
همايون‌پور در خصوص اين تصنيف داستانهاي جالبي را براي نگارنده و ساير دوستان نزديك نقل مي‌كرد؛ او پيش از ساخت اين تصنيف، هيچ گاه پژمان بختياري را نديده بود تا اينكه پس از اجراي آن و فراگير شدن «در كنج دلم» بين جامعه هنري، شبي يكي از دوستان مشترك، همايون‌پور و پژمان را رودرروي يكديگر قرار مي‌دهد و «منوچهر» جوان بسيار با خشوع و خضوع با استاد روبه‌رو مي‌شود و مهارت وي را در سرايش مي‌ستايد؛ رفتاري كه با وجود گذشت بيش از پنجاه سال هنوز در وجود همايون‌پور ريشه داشت و او ستايش از پژمان را جزء سخنان روزمره خود با دوستان و نزديكان قرار داده بود.
نوع اثرگذاري تصنيف «در كنج دلم» بر شنونده، يكي از كيفيات و تجربيات عجيب نگارنده در طول سالهاي فعاليت هنري است. همايون‌پور خود براي من توضيح مي‌داد كه در زمان خواندن تصنيف حس مي‌كرده كه پاهاي او بر روي زمين نيست و در جايي ما بين زمين و آسمان ايستاده است؛ كيفيتي كه من نيز بارها به هنگام شنيدن تصنيف مذكور آن را تجربه كرده و در شرايط آن قرار گرفته‌ام.
اما ديگر اثر معروف همايون‌پور كه اتفاقاً، آن نيز براي نخستين بار در سال 1329 خوانده شد، «نواي چوپان» نام داشت كه او خود، آن را با الهام از يك ملودي محلي و با كُند كردن ريتم و نيز ايجاد تغييرات ملوديك در آن ساخته بود. اولين اجراي اين تصنيف با استفاده از شعري بود كه «هوشنگ شهابي» بر آن سروده بود. اما اجراي بعدي اين تصنيف كه صاحبان ذوق در كاست «ديروزيها» آن را شنيده‌اند، به سال 1337 باز مي‌گردد كه بنا به درخواست مسئولان وقت راديو، با ترانه‌اي جديد و زيبا از «شهرآشوب» بازسازي شد و ضبط گرديد. اركستري كه براي بار دوم به اجراي اين اثر مبادرت ورزيد همان اركستر حسين ياحقي است، اما نگارنده احتمال مي‌دهد كه اجراي نخست اين تصنيف توسط اركستر برادران گرگين‌زاده، صورت گرفته باشد.
همايون‌پور علاوه بر ساخت و اجراي دو تصنيف مذكور كه شهرتي فراوان را براي او به ارمغان آورد، در سال 1333 شمسي نيز در فيلمي به نام «گلنسا» بازي و ترانه‌اي را با اين مطلع «كردي از هجرت آخر ديوانه مرا گشتم چو مجنون» در دستگاه شور اجرا كرد. اين ترانه، به علاوه ترانه‌اي ديگر با مطلع «اي گل چه زيبايي» در ماية افشاري كه آن نيز در همين فيلم خوانده شده بود، توسط اركستر برادران گرگين‌زاده (مصطفي و مرتضي) اجرا شد كه داراي اركستراسيون و تنظيم بديع و زيبايي نيز بود. فيلم «گلنسا» جزء آثار تقريباً ناياب سينماي ايران است و تلاش نگارنده و ساير دوستان براي يافت نسخه‌اي از آن تا كنون نتيجه‌اي نداشته است. باري، همكاري همايون‌پور با راديو ملي ايران، درست در سنين پختگي توأمان با جواني‌اش يعني در سال 1338 قطع شد. او خود در صحبتهايي كه با نگارنده داشت، دليل جدايي از راديو را سخنان تندي مي‌دانست كه به هنگام مراسم تدفين ابوالحسن صبا در «ظهيرالدوله» و بر مزار وي ايراد كرده بود. همايون‌پور اعتقاد داشت اين سخنان كه از طبع هميشه بي‌پرواي او بر مي‌خاست، بر مسؤلان وقت راديو گران آمده و از اين روي، عرصه را براي حضورش تنگ كرده بودند؛ تا جايي كه خود از ادامة همكاري با راديو ملي ايران منصرف شده و پس از آن به حضور در محافل هنري و اجراي چند اثر به صورت خصوصي بسنده كرد. از قضا بهترين آثار آوازي «همايون‌پور» همانهايي هستند كه در چنين فضايي خلق شده‌اند؛ آواز افشاري همراه با ويولن زنده‌ياد حبيب‌الله بديعي؛ آواز شوشتري همراه با زنده‌يادان حسين قوامي و منوچهر جهانبگلو و آواز دشتي با سنتور زنده‌ياد منصور صارمي از جملة آثار آوازي منوچهر همايون‌پور هستند كه در سالهاي پس از جدايي او از راديو خلق شده‌اند كه هر كدام مي‌توانند به عنوان يك مانيفست هنر آوازخواني مورد استفاده هنرجويان و هنرمندان آواز ايران قرار گيرد.
علاوه بر آثاري كه ذكر آنها رفت و بخشي از آنها نيز در كاست «ديروزيها» در بازار موسيقي وجود دارند، دو آواز اصفهان و دشتي همراه با پيانوي زنده‌ياد جواد معروفي، ويولن زنده‌ياد محمود تاج‌بخش و كلارينت سليم فرزان (او خود در خصوص نام نوازنده كلارينت مطمئن نبود كه فرزان باشد يا كسي ديگر) از جمله آثار آوازي همايون‌پور به شمار مي‌آيند. او در اين دو اثر تصانيفي چون «به نالة دل آخر بده جوابي» و «من ديوانه» را اجرا كرده است.

افكار و آرا

آنچه كه نگارنده در توضيح بخشي از افكار و نظريه‌هاي استاد منوچهر همايون‌پور بيان مي‌كند، صرفاً به آنچه باز مي‌گردد كه او در حوزة آواز ايراني بدان معتقد بود، وگرنه اهالي ذوق و ادب نيك مي‌دانند كه وي علاوه بر دانش وسيع و كارشناسانه در حوزة آواز ايراني و به خصوص بحث تلفيق و به كارگيري شعر در آواز، در عرصة شعر و ادبيات نيز صاحب دانش فراواني بود و به ويژه شعر حافظ را نيك مي‌شناخت و از عهدة تفسير و تأويل اشعار خواجه شيراز به سهولت و صحت بر مي‌آمد. به اين خصائل مي‌توان اضافه كرد، هنر سرايندگي وي را كه خصوصاً در حوزة طنز توانايي وي كاملاً مشهود و مسلم بود و همچنين مطالعات متون ادبي، تاريخي و فلسفي كه به هنگام سخنوري، عمق و چگونگي اين مطالعات به خوبي نمود مي‌يافت.
اما نخستين چيزي كه در خصوص بازشناسي افكار همايون‌پور در حوزة آواز ايراني مي‌توان ذكر كرد. دقت او در گزينش شعر به لحاظ موضوعي، نيز خواندن آن با رعايت اوزان عروضي و تمركز بر تأكيدات لغوي بود.
او معتقد بود كه در انتخاب اشعار، نخست بايد موقعيتهاي زماني و مكاني اجرا به خوبي سنجيده شود و پس از آن متناسب با نتايج سنجش مذكور، شعري مناسب انتخاب شود. همايون‌پور معتقد بود كه درك و دريافت اين مهم در بين آوازخوانان امروز با اقبال مناسبي رو‌به‌روست و بيشتر آوازخوانان كنوني ما به دليل قرار گرفتن در موقعيتهاي اجتماعي گوناگون با اين مقوله آشنايي دارند؛ هر چند اين اعتقاد را نيز داشت كه با وجود گرايش قاطبة اهل آواز به اين مهم، در هنر آوازخواني مفاهيمي چون «ترصيع» در آواز در حال از ميان رفتن است. او در سالهاي پاياني عمر بسيار كوشيد تا از طريق ارائة مقالات يا ايراد سخنراني، اين مفاهيم را قوت بخشد و احياء نمايد كه با سعي و تلاش برخي از دوستان و شاگردانش تا حدودي توانست چنين كند.
اما آنچه كه همايون‌پور بيشترين دغدغه و نگراني را از آن داشت، و در گفت‌وگو با نزديكان نيز ابراز مي‌نمود، غالب شدن وجهة «تئاترال» به جاي وجهة «موسيقايي» در آثار آوازي ضبط‌شده يا به صحنه‌رفتة ساليان اخير بود. او معتقد بود كه بسياري از آوازخوانان فعلي علاوه بر فراموش كردن اوزان عروضي متناسب، از تركيب عبارات شعري و ايجاد گونه‌هاي جديدي از جملات آوازي ناتوان‌اند. وي اعتقاد داشت كه گاه تركيب‌سازيهاي آوازخوانان معاصر به گونه‌اي است كه معناي اصلي شعر را مخدوش كرده و رسالت اصلي كلام را از ميان مي‌برد. همايون‌پور بر تأكيدات لغوي در شعر وسواسي فراوان داشت. به گونه‌اي كه براي القاي مفهومي بهتر از يك بيت شعر، به هنگام انتقال مطالب و مفاهيم آوازي به شاگردان، آن قدر تأكيدات گوناگون را براي لغات به كار رفته در بيت به كار مي‌برد كه گاه، كار به يك ساعت و دو ساعت براي خواندن صحيح بيت مي‌كشيد. وي اعتقاد داشت كه سرعت زندگي امروز نبايد عاملي براي خدشه‌دار شدن اصول هنر شود و از همين جهت اين استدلال را كه فلان اثر آوازي داراي نقص است، چون به سرعت ضبط شده، بر نمي‌تابيد. همايون‌پور همچون زنده‌ياد دكتر حسين عمومي بر ذات و چگونگي آوازخواني حسب معناي آن تأكيد داشت و از اين رو با بلندخواني و زياده‌خواني هيچ ميانه‌اي نداشت. در خاطر نگارنده هست، مرتبه‌اي را كه آوازي از محمدرضا شجريان بر شعر معروف «سايه» با مطلع «نه لب گشايدم از گل نه دل كشد به نبيد»، در مايه دشتي به اتفاق مي‌شنيديم، در جايي شجريان پس از خواندن گوشه «عشاق» باز اوج مي‌گيرد و «قرچه» را در همان مايه بالا مي‌خواند و حتي «رضوي» را نيز با يك تحرير در ماية اوج اجرا مي‌كند. استاد همايون‌پور پس از تحريري كه شجريان در رضوي اجرا كرد با همان ظرافت هميشگي، هم از هنر والاي شجريان تمجيد كرد و هم افكار خود را به زيبايي بيان نمود. او گفت: «آقاي شجريان با اين بلند خواندن هم خودش را اذيت مي‌كند و هم ديگر آوازخوانان را» و زماني كه پرسيدم «چگونه؟» پاسخ داد: «خود را اذيت مي‌كند چون اين قدر بلند مي‌خواند و ديگر آوازخوانان را به دليل آنكه نمي‌توانند، مثل او بخوانند!» نكتة ديگري كه همايون‌پور بسيار بر آن تأكيد داشت، پرهيز از تقليد در آوازخواني بود. او در توضيح اين مطلب به خصوص آوازخواناني را كه به تقليد از محمدرضا شجريان روي آورده‌اند، مثال قرار مي‌داد و معتقد بود تا زماني كه اين هنرمندان زحماتي را كه شجريان در رسيدن به شيوة كنوني متحمل شده است، نكشند، هيچ گونه پيشرفتي در كارشان حاصل نخواهد شد. او حتي به شيوة آوازخواني خود نيز اشاره مي‌كرد و مي‌گفت كه از غور و تفحص در شيوة آوازخواني هنرمنداني چون تاج و اديب خوانساري به اين سبك دست يافته است.
همايون‌پور علاوه بر همة نظراتي كه به طور اجمالي از آنها ياد شد، معتقد بود كه ضرب‌شناسي بايد به شكلي غريزي در وجود آوازخوان باشد و بر هر آوازخواني است تا ضرب‌شناسي خود را تقويت كند تا بتواند از عهدة ضربي‌خوانيها بر آيد. اين خصوصيتي بود كه او خود به بهترين شكل آراستة آن بود و نمونه‌هاي آن نيز در آثار اجراشدة وي به خوبي مشاهده مي‌شود.

علائق، دوستان و شاگردان

از ميان شعرا به حافظ ارادتي ويژه داشت. به خاطر دارم كه روزي در تفسير بيتي از خواجة شيراز، آن چنان سخن سر داد و من آن چنان محو كلام او شدم كه هنگام آمدن به خويش، بيش از چهار ساعت را طي‌شده ديدم و او همچنان مشغول شاهد آوردن از نظامي براي شناساندن «شكر» در مصرع معروف «غرق آب و عرق اكنون شكري نيست كه نيست» بود. از ميان شعراي معاصر نيز به «نوذر پرنگ» علاقه‌اي ويژه داشت؛ هر چند كه با اكثريت قريب به اتفاق شعراي معاصر نشست و برخاست داشت و براي همگي آنان احترامي خاص قائل بود. اما همايون‌پور از ميان آوازخوانان به سه تن ارادتي ويژه داشت: استاد اسماعيل اديب خوانساري استاد تاج اصفهاني و استاد سيد جواد بديع‌زاده. او همواره رمز و راز پُر شكوه آواز اديب، حماسة آواز تاج و وجوه قدرتمند اجتماعي آميخته با آواز بديع‌زاده را مي‌ستود و از هر سه هنرمند با احترام ياد مي‌كرد.
از ميان نوازندگان هنر، پرويز ياحقي را بسيار مي‌ستود و به ساز او علاقه‌اي فراوان داشت. به جز آن،جليل شهناز، فرهنگ شريف و منصور صارمي را بسيار دوست مي‌داشت و به ويژه از خلق و مرام و هنر صارمي داستانها حكايت مي‌كرد.
از ميان نوازندگان جوان نيز صداي سنتور و نوازندگي شهرام آقايي‌پور را دوست داشت؛ يادم هست كه روزي گفت: «در اين شهر هفتصد هزار سنتور! وجود دارد اما از بين آنها ساز آقايي‌پور، خوب كوك است و چيز ديگري است» او همچنين براي نگارنده بارها از قدرت و صداي خوب ساز ارژنگ سيفي‌زاده نوازنده جوان تار نيز سخن گفت.
از دوستان نزديك استاد منوچهر همايون‌پور كه نگارنده با آنها آشنايي دارد و خود وي نيز بارها در جريان گفت‌وگو‌هاي خود از آنان نام مي‌برد، به ويژه دكتر ناصح زحمات فراواني را براي مواقعي كه همايون‌پور بيمار مي‌شد، مي‌كشيدند. او همچنين همواره از ايرج خجندي و دكتر آذر، كه هر دو از فضلا و هنرمندان اين سرزمين هستند، به نيكي و بزرگي سخن مي‌گفت.
اما در مورد جوانان امروز كه از هنر همايون‌پور طي ساليان متوالي آشنايي خويش بهره گرفتند، پنج نام از بقيه بارزتر است. فرامرز ملكي كه نوازندة سه‌تار است و علاوه بر افتخار شاگردي، در وادي دوستي نيز خدمات زيادي را نسبت به استاد درگذشتة ما انجام داد؛ شهرام آقايي‌پور نوازندة سنتور كه او نيز ساليان متوالي را به خدمت و خوشه‌چيني از محضر وي گذراند؛ رسول رهو كه از محضر استادي ديگر چون دكتر حسين عمومي نيز بهره‌مند شده و از معلومات آوازي همايون‌پور به خوبي استفاده كرده است؛ رضا موسوي‌زاده، نوازندة چيره‌دست تار كه هم‌نشيني و بهره‌گيري از دانش استاد همايون‌پور را بر مفاخر خود افزوده است و نگارنده (حسين عليشاپور) كه چند سالي به صورت متوالي از محضرش بهره‌مند بودم و تا سر حد امكان از معلومات فراوانش توشه گرفتم.
در اينجا بايد اين نكته را متذكر شوم كه به جز كساني كه از آنان نام برده شد و به صورت متوالي بهره‌مند محضر همايون‌پور بوده‌اند، هنرمنداني ديگر نيز به شكل مقطعي از تجربيات وي استفاده كرده‌اند. اما به هر جهت به دليل آنكه همايون‌پور هيچ گاه كلاسي منسجم و مداوم براي تعليم هنرجويان مشتاق نداشت و از سويي ديگر حسب خلق و خوي خاص خويش، هر بينشي را در هنر بر نمي‌يافت، تعداد و نام كساني كه مي‌توان از آنان تحت عنوان شاگردان همايون‌پور در موسيقي نام برد، همانهاست كه عنوان گرديد.

***
براي بلنداي هر چه افزون‌تر نامي كه خود بلند بود، گفتند و نوشتند و باز هم خواهند گفت و نوشت. آنچه زود خواهد رفت، روزهايي است كه تو به دير آمدنشان مي‌انديشي. پاييز سال 78 ؛ اتومبيل دوست هنرمندم، علي‌رضا هيربد، آسماني ابري و پيرمردي خيس‌خورده در كنار خيابان ... «استاد بفرماييد سوار شويد» و برقي كه از چشمان پيرمرد داستان ما ‌برجست. از آن روز تا كنون كه در سوگش مي‌نويسم، شش سال گذشته است ... و همايون‌پور ديگر در ميان ما نيست.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17718862